محمد تقي جعفري

220

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى

2 - عشق جمادات را هم تحت تأثير قرار مىدهد آتش عشق است كاندر نى فتاد جوشش عشق است كاندر مىفتاد جسم خاك از عشق بر افلاك شد كوه در رقص آمد وچالاك شد عشق جان طور آمد عاشقا طور مست وخر موسى صعقا ( 1 ) كوه با داود گشته همدمى هر دو مطرب مست در عشق شهى ( 2 ) عشق جوشد بحر را مانند ديگ عشق سايد كوه را مانند ريگ عشق بشكافد فلك را صد شكاف عشق لرزاند زمين را از گزاف ( 3 ) صدق عاشق بر جمادى مىتند چه عجب گر بر دل دانا زند ( 4 ) اين مسئله كه جهان هستى واجزاء و روابط آن ، براى شخص عاشق معناى ديگرى مىدهد ، چنان كه در مباحث آينده مطرح خواهد گشت ، جاى ترديد نيست آن چه كه مهم است اين است كه آيا عشقى كه در انسانها به وجود مىآيد ، جمادات را هم از پديدهء عشق تحت تأثير قرار بدهد ؟ بعضى از فلاسفه وگروه فراوانى از عرفا ، به اين سؤال پاسخ مثبت مىدهند ومىگويند : نيروى عشقى كه در آدمى به وجود مىآيد ، چنان با عظمت است كه مىتواند جمادات را هم تحت تأثير قرار بدهد . حال كه دانش انسان بوسيلهء اعضاى طبيعى ووسايل مصنوعيش در اجزاى هستى تغييرى ايجاد مىكند ، چرا امواج نامحسوس عشق آدمى در جمادات تأثير نكند ؟ انكار اين گونه مسائل ناشى از دانشهاى محدود وناقص و همان بلند پروازى وگزافه گويىها است كه سد راه گسترش فرهنگ عمومى انسانها است . ما در اين مسئله به توضيح بيشترى نمىپردازيم ، همين مقدار مىگوييم كه ما

--> ( 1 ) دفتر اول ، ص 2 ب 10 و 33 و 34 . . ( 2 ) دفتر سوم ، ص 206 ب 12 . . ( 3 ) دفتر پنجم ، ص 325 ب 49 و 50 . . ( 4 ) دفتر پنجم ، ص 326 ب 21 . .